توکا در قفس
باز هم بهار از راه میرسد اما توکا همچون سالهای قبل در قفس حبس است. او با آب و دانهای که صاحبش میدهد، مجبور است هر روز آواز بخواند. توکا حس میکند هر روز ناتوانتر میشود، اما میل به آزادی در او بیشتر از قبل نیرو میگیرد. توکای تنها برای یافتن راه و باز کردن قفس از حیوانات مختلف درخواست میکند اما بی فایده است.
طرح جلد کتاب قصه توکایی در قفس
نیما یوشیج
بیست و پنج ســال بعد از نوشــتن داستان توکایی در قفس توســط نیما یوشــیج کتاب مصور آن در ســال 1350 توســط کانــون پــرورش فکــری کــودکان و نوجوانان منتشــر شــد و ســال 1391 انیمیشــن تــوکا در قفــس را براســاس این کتاب ســاختم. قصه بر اســاس یک خط ســیر و نگاه آرمانی، حاصل دورانی از زندگی نیما یوشــیج، دنبال میشــد. ضمــن اینکــه فضای وهــمآلــود و جذابی داشــت. اینها امکانات خوبی برای تبدیل این قصه به انیمیشن بودند.
در ساخت انیمیشن توکا در قفس وامدار بهمن دادخواه هستم که تصویرسازیهای کتاب توکایی در قفس را با تکنیکی نو پدید آورده. همچنین وامدار نصرت کریمی هستم که با صدای ماندگارش این اثر را همراهی کرد. میخواستم نریشن و دیالوگها را یک نفر بخواند. یک نفر راوی تمام قصه باشــد. برایم مهم بود که راوی صدای پخته و پیرانهای داشته باشد. شاید صدایی مثل صدای نیما یوشیج را میخواســتم تداعی کند. اولین موردی کــه به ذهنم آمد صدای نصرت بود. صدای کریمی به دلیل تُن و ویژگیهایش حس دلنشینی برای قصهگویی داشت. با زندهیاد نصرت کریمی دوستی دیرینه داشتم. روزی کــه بــرای این کار به دیدنش رفتم از طرح موضوع بسیاراســتقبال کرد و کار را پذیرفــت. متنی را که از پیش آماده کرده بودم همان روز با هم بازخوانی کردیم ولی درنهایت گفت بهتراســت خودش از نو آن را بازنویســی کند که همین طور هم شد.
ســاخت فیلم و انیمیشــن یــا حتی یک اثر مســتند بر اســاس موضوع یا قصهای آشــنا معمولا چالشهایی دارد. بخصوص آنکه گذشته از متن نوشتاری جزئی از حافظه بصری ما هم باشد. ممکن است کمی محافظه کارانــه بــه نظر برســد اما بــه نظر من داســتانهایی از این دســت که چند نســل از آدم ها قصه و تصویرســازیهای آن را از حفظاند خود به خود به فیلمساز سمت و سو میدهد تا از موضوع خارج نشود یا در نهایت برای ایدهیابی و در همان حوالی داستان پرسه بزند. خواه برای روایت سینمایی یک قصه باستانی با استفاده از تصویرگریهای دوران چاپ سنگی باشد و خــواه اســتفاده از ویژگیها و ترکیببندیهــای بصری یک کتاب قصه مصور. در این مواقع الگویی از پیش آماده برای حل مسأله وجود ندارد و باید به تخیل پناه برد. تخیل برای اقتباسی دیگر با روایت و شکل دیگری. به این ترتیب در ساخت انیمیشن توکا در قفس در دو بخش جدا اما در عین حال پیوسته برای اقتباس انیمیشنی تلاش کردم. بخش اول قصه و بخش دوم طراحی بود.
قصه به شــکل روایتی خلاصه شــده در آمد. بعضی بخشها حذف و قســمتهایی اضافه شــدند. ویژگیهایی هم برای توالی ریتم در آن ایجاد شد. مثلا در ســکانس آخر کــه توکا بــرای رهایــیاش تلاش مــیکند. در طراحیها قرار شــد طراحی کاراکترها با تغییراتی از کتاب اســتفاده شوند. اما طراحی فضا و اتمسفر فیلم به کلی کار تازهای بود. چرا که مثلا تمام نماهایی که در کتاب تصویرگری شــده بودند نماهای بسته بودند و نمای عمومی یا لانگ شات وجود نداشتند. همین طور عوامل جوی مثل مه و باران برای تأثیر حســی بهتر به فضاها اضافه شدند. علاوه بر اینها باید به طراحی صدا و فضای شنیداری هم اشاره داشت که همراهی خوبی با فضای دیداری داشته است…
“توکا درقفس؛ یوشیج زنده شد” – روزنامه ایران – 18 فروردین 1399
فیلمنامه نویس و کارگردان: مهرداد شیخان
طراح شخصیت و زمینهها: حمیدرضا بیدقی
طراحی فضا و لی آوت: مهرداد شیخان
انیماتور: سمیرا کشاورزی
کامپوزیت: سعید حقزارع، سمیرا کشاورزی
روایتگر و صداپیشه: نصرت کریمی
آهنگساز: امین بهروززاده
طراح صدا و صداگذار: بهروز شهامت
محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
تهیه شده در استودیو فیلم تاریکخانهی ما
تهیه کننده: مهرداد شیخان
زمان فیلم: 13 دقیقه
تکنیک: دیجیتال کاتاوت انیمیشن
گونه: داستانی
کشور سازنده: ایران
زبان: فارسی
تاریخ انتشار: تیرماه 1391
بهترین انیمیشن هفتمین جشنواره بینالمللی وارش – 1391
باز هم بهار از راه میرسد اما توکا همچون سالهای قبل در قفس حبس است. او با آب و دانهای که صاحبش میدهد، مجبور است هر روز آواز بخواند. توکا حس میکند هر روز ناتوانتر میشود، اما میل به آزادی در او بیشتر از قبل نیرو میگیرد. توکای تنها برای یافتن راه و باز کردن قفس از حیوانات مختلف درخواست میکند اما بی فایده است.
بیست و پنج ســال بعد از نوشــتن داستان توکایی در قفس توســط نیما یوشــیج کتاب مصور آن در ســال 1350 توســط کانــون پــرورش فکــری کــودکان و نوجوانان منتشــر شــد و ســال 1391 انیمیشــن تــوکا در قفــس را براســاس این کتاب ســاختم. قصه بر اســاس یک خط ســیر و نگاه آرمانی، حاصل دورانی از زندگی نیما یوشــیج، دنبال میشــد. ضمــن اینکــه فضای وهــمآلــود و جذابی داشــت. اینها امکانات خوبی برای تبدیل این قصه به انیمیشن بودند.
در ساخت انیمیشن توکا در قفس وامدار بهمن دادخواه هستم که تصویرسازیهای کتاب توکایی در قفس را با تکنیکی نو پدید آورده. همچنین وامدار نصرت کریمی هستم که با صدای ماندگارش این اثر را همراهی کرد. میخواستم نریشن و دیالوگها را یک نفر بخواند. یک نفر راوی تمام قصه باشــد. برایم مهم بود که راوی صدای پخته و پیرانهای داشته باشد. شاید صدایی مثل صدای نیما یوشیج را میخواســتم تداعی کند. اولین موردی کــه به ذهنم آمد صدای نصرت بود. صدای کریمی به دلیل تُن و ویژگیهایش حس دلنشینی برای قصهگویی داشت. با زندهیاد نصرت کریمی دوستی دیرینه داشتم. روزی کــه بــرای این کار به دیدنش رفتم از طرح موضوع بسیاراســتقبال کرد و کار را پذیرفــت. متنی را که از پیش آماده کرده بودم همان روز با هم بازخوانی کردیم ولی درنهایت گفت بهتراســت خودش از نو آن را بازنویســی کند که همین طور هم شد.
ســاخت فیلم و انیمیشــن یــا حتی یک اثر مســتند بر اســاس موضوع یا قصهای آشــنا معمولا چالشهایی دارد. بخصوص آنکه گذشته از متن نوشتاری جزئی از حافظه بصری ما هم باشد. ممکن است کمی محافظه کارانــه بــه نظر برســد اما بــه نظر من داســتانهایی از این دســت که چند نســل از آدم ها قصه و تصویرســازیهای آن را از حفظاند خود به خود به فیلمساز سمت و سو میدهد تا از موضوع خارج نشود یا در نهایت برای ایدهیابی و در همان حوالی داستان پرسه بزند. خواه برای روایت سینمایی یک قصه باستانی با استفاده از تصویرگریهای دوران چاپ سنگی باشد و خــواه اســتفاده از ویژگیها و ترکیببندیهــای بصری یک کتاب قصه مصور. در این مواقع الگویی از پیش آماده برای حل مسأله وجود ندارد و باید به تخیل پناه برد. تخیل برای اقتباسی دیگر با روایت و شکل دیگری. به این ترتیب در ساخت انیمیشن توکا در قفس در دو بخش جدا اما در عین حال پیوسته برای اقتباس انیمیشنی تلاش کردم. بخش اول قصه و بخش دوم طراحی بود.
قصه به شــکل روایتی خلاصه شــده در آمد. بعضی بخشها حذف و قســمتهایی اضافه شــدند. ویژگیهایی هم برای توالی ریتم در آن ایجاد شد. مثلا در ســکانس آخر کــه توکا بــرای رهایــیاش تلاش مــیکند. در طراحیها قرار شــد طراحی کاراکترها با تغییراتی از کتاب اســتفاده شوند. اما طراحی فضا و اتمسفر فیلم به کلی کار تازهای بود. چرا که مثلا تمام نماهایی که در کتاب تصویرگری شــده بودند نماهای بسته بودند و نمای عمومی یا لانگ شات وجود نداشتند. همین طور عوامل جوی مثل مه و باران برای تأثیر حســی بهتر به فضاها اضافه شدند. علاوه بر اینها باید به طراحی صدا و فضای شنیداری هم اشاره داشت که همراهی خوبی با فضای دیداری داشته است…
روزنامه ایران – 18 فروردین 1399
فیلمنامهنویس و کارگردان: مهرداد شیخان
طراح شخصیت و زمینهها: حمیدرضا بیدقی
طراحی فضا و لیآوت: مهرداد شیخان
انیماتور: سمیرا کشاورزی
کامپوزیت: سعید حقزارع، سمیرا کشاورزی
روایتگر و صداپیشه: نصرت کریمی
آهنگساز: امین بهروززاده
طراح صدا و صداگذار: بهروز شهامت
محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
تهیه شده در استودیو فیلم تاریکخانهی ما
تهیهکننده: مهرداد شیخان
زمان فیلم: 13 دقیقه
تکنیک: دیجیتال کاتاوت انیمیشن
گونه: داستانی
کشور سازنده: ایران
زبان: فارسی
تاریخ انتشار: تیرماه 1391
بهترین انیمیشن هفتمین جشنواره بینالمللی وارش 1391